تبلیغات
وبلاگ تخصصی نظامی

همواره در رسانه‌ها و در اظهار نظر كارشناسان حوزه‌های مسائل امنیتی، دیپلماتیك و حتی اقتصادی و فرهنگی، از مفاهیمی همچون موقعیت ژئوپلیتیك یا موقعیت ژئواستراتژیك ایران یاد می‌شود. پرسش این است: موقعیت واقعی ایران چیست؟ برای یافتن پاسخی به این پرسش، نشریه موعود حسن عباسی رئیس مركز بررسی‌های دكترینال رفته است، تا به تبیین موقعیت این كشور كهن بپردازد.
در آغاز، یك پرسش ساده و كلی مطرح است: موقعیت هر كشور چیست؟ و چگونه برآورد می‌شود؟

در علوم استراتژیك، موقعیت هر كشور از ابعاد مختلفی بررسی می‌شود، مانند: موقعیت تاریخی، موقعیت اقتصادی، موقعیت اجتماعی، موقعیت فرهنگی، یا موقعیت سیاسی. یكی از مهم‌ترین گونه‌های تبیین موقعیت هر كشور، موقعیت محیطی آن است كه در آن ابتدا محیط جغرافیایی تبیین می‌شود، سپس سایر مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در نسبت با محیط جغرافیایی تعریف می‌گردد. در بررسی «موضوع محور»، ابتدا محورهای موضوعی مانند سیاست، اقتصاد، فرهنگ یا موضوع نظامی تبیین و سپس سایر مؤلفه‌های قدرت موضوعی، از جمله «محیط» در نسبت با آن بررسی می‌شود.

مثلاً اگر موقعیت یك كشور، از حیث سیاسی بررسی شد، سایر مؤلفه‌ها در نسبت با آن تعریف می‌شود، از جمله مؤلفة جغرافیایی. یا اگر این بررسی از حیث اقتصادی انجام شد، دیگر مؤلفه‌ها، از جمله محیط جغرافیایی، در نسبت با موضوع اقتصاد تعریف می‌شوند. امّا در بررسی «محیط محور» ابتدا ابعاد محیطی و جغرافیایی تبیین می‌گردد، سپس سایر مؤلفه‌ها در نسبت با آن سنجش و ارزش‌گذاری می‌شود.

موقعیت محیطی یا به تعبیر غربی‌ها «Situation» در سه مرحله سنجش و برآورد می‌شود. مرحلة نخست یا مرحلة تبیین قدرت محیطی، مرحلة تبیین موقعیت كشور مورد مطالعه در سه مؤلفة قدرت محیطی، یعنی زمین (Geo)، دریا (Hydro) و هوا (Aero) است. در مؤلفه‌های زمین (Geo)، سرزمین هر كشور از حیث كیفیت، ابعاد، مساحت و همچنین منطقه‌ای، از كرة زمین، كه آن كشور در آن واقع شده، منبع متفاوتی از قدرت محیطی محسوب می‌شود و هیچ دو كشوری موقعیت سرزمینی یكسانی ندارند. برای نمونه، سرزمین كشور شیلی همچون یك مار دراز و باریك است، امّا سرزمین روسیه، كانادا یا آمریكا، موقعیتی مستطیلی و پهناور دارند. در مؤلفة دریا (Hydro)، نیز وضعیت كشورها متفاوت است. این تفاوت به دو بخش تقسیم می‌شود: ابتدا اینكه آیا كشور مورد مطالعه، دسترسی به دریا دارد یا ندارد. كشورهایی مانند افغانستان، تاجیكستان یا اتریش، دسترسی به دریا ندارند، لذا یكی از مؤلفه‌های سه گانة زمینی، دریایی و هوایی، در قدرت ملی آنها غایب است. دیگر اینكه كیفیت موقعیت دریایی كشور مورد مطالعه چقدر است. این كیفیت، با گزاره‌هایی چون طول سواحل،‌ بازبودن یا بسته بودن دریایی كه در جوار سرزمین آن كشور قرار دارد، كیفیت فلات قاره در آب‌های ساحلی و سرزمینی آن كشور، و ... سنجش می‌شود. مؤلفة هوا (Aero) نیز متأثر از محل و منطقه‌ای است كه آن كشور در كرة زمین در آن واقع شده است.
امّا در مرحلة دوم، كه مرحلة تبیین قدرت موضوعی است، باید به تبیین موقعیت آن كشور از حیث قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی، قدرت نظامی، قدرت فرهنگی و قدرت اجتماعی پرداخت.
در مرحلة سوم، آنچه در تبیین قدرت موضوعی برآورد شد، با آنچه در تبیین قدرت محیطی سنجش شد، با یكدیگر تلفیق می‌شوند. نتیجة این انطباق و تلفیق را می‌توان «موقعیت آن كشور» نامید.
صورت‌بندی این تلفیق چگونه است؟ یعنی موقعیت یك كشور پس از طیّ این سه مرحله چگونه معرفی می‌شود؟

از انطباق قدرت موضوعی سیاست با جغرافیا، ژئوپلیتیك (Geopolitic) شكل می‌گیرد. هنگامی كه از ژئوپلیتیك یك كشور سخن به میان می‌آید، منظور انطباق قدرت سیاسی با قدرت جغرافیایی آن كشور است. از انطباق قدرت موضوعی اقتصاد، با جغرافیا، ژئواكونومی (Geoeconomy) پدید می‌آید. از انطباق قدرت موضوعی نظامی با جغرافیا، ژئومیلیتاری (Geomilitary) به دست می‌آید. از انطباق قدرت موضوعی فرهنگی یا اجتماعی نیز با جغرافیا، ژئوكالچر (Geoculture) یا ژئو سوشال (Geosocial) به وجود می‌آید.

امّا اگر انطباق قدرت‌های موضوعی سیاست، اقتصاد، فرهنگ، نظامی و اجتماعی، با بعد دریایی قدرت محیطی صورت پذیرد نتیجه به ترتیب می‌شود: هیـدروپلیتیـك (Hydropolitic)، هیـدرواكـونـومـی (Hydroeconomy)، هیدروكالچر (Hydroculture)، هیدرومیلیتاری (Hydromilitary) و هیدروسوشال (Hydrosocial). همواره موقعیت كشورها از حیث محیطی، با یكی از این حوزه‌های قدرت موضوعی ـ محیطی معرفی می‌شود.
مفاهیمی همچون ژئواستراتژی در كجای این تقسیم‌بندی قرار دارند؟
موقعیت ژئواستراتژیك، ژئوتاكتیك یا ژئوتكنیك، تقسیم‌بندی موضوعی نیستند، بلكه در سطح‌بندی محیط مطرح هستند. یعنی یك موقعیت محیطی، «استراتژیك» است، دیگری «تاكتیكی». به موقعیت محیطی استراتژیك، «ژئواستراتژیك»، «هیدرواستراتژیك» و «آئرواستراتژیك» گفته می‌شود و به موقعیت محیطی تاكتیكی، ژئو تاكتیك یا هیدروتاكتیك و آئروتاكتیك.
در واقع این سطح‌بندی، بعد سوم مكعب مطالعات محیطی را در كنار دو بعد قدرت محیطی (زمین، دریا، هوا) و قدرت موضوعی (سیاست، اقتصاد، فرهنگ، نظامی و اجتماعی) شكل می‌دهد.

اكنون می‌توان پرسید، موقعیت ایران از حیث محیطی چیست و چه عواملی این موقعیت را پدید آورده‌اند؟
پرسش خوبی است. امروز ایران، حساس‌ترین و ویژه‌ترین موقعیت را در چند صد سال اخیر داراست كه هم می‌توان آن را یك سرمایة عظیم به حساب آورد، و هم زمینة طمع دشمنان. من این موقعیت را در چند محور معرفی می‌كنم.
حدود یك‌صد سال قبل، «هالفورد مكیندر» قلب جزیرة جهانی را منطقة آسیای مركزی معرفی كرد كه شامل: قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان، قرقیزستان، تاجیكستان، بخش‌هایی از شمال افغانستان و شمال خراسان ایران، و بخش‌هایی از شكم روسیه در مرز كشور قزاقستان می‌شود، یعنی منطقة عمومی شرق دریای خزر. فرض مكیندر این بود كه هر كس بر این هارتلند یا قلب حیاتی سرزمین جهانی حكومت كند، بر جهان حكومت خواهد كرد. گمان بر این است كه هیتلر تحت وسوسه‌های ژئوپلیتیسین خود «هاوس هافر»، در لشكركشی به سوی شرق، در صدد دستیابی به سرزمین‌های ماوراء آرال و خزر بود كه البته تا منطقة چچن بیشتر نتوانست پیش‌روی كند.
آمریكا و ناتو نیز با همین انگیزه و البته به بهانة مقابله با القاعده و طالبان، افغانستان را اشغال كرد تا از آن طریق بتواند آسیای میانه یا همان هارتلند را كنترل كند. امّا مسائلی پدید آمد كه برای قدرت‌های استكباری مشخص شد كه هارتلند جهان، پس از فروپاشی شوروی، به دلایل گوناگون از آسیای میانه، به ایران منتقل شده است. اكنون ایران به عنوان قلب سرزمین حیانی (جزیرة جهانی) در جهان ژئودكترین مطرح است و برآورد می‌شود كه از سال 2005 میلادی به مدت بیش از پنجاه سال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این موقعیت را حفظ كند.

پس از پایان جنگ سرد در 1990 از اهمیت و حساسیت دریای ساراگاسو به عنوان «هارت‌سی» جهان كاسته شد و به مرور نقش خلیج فارس، تنگة هرمز، دریای مكران (كه عمان خوانده می‌شود)، دریای كوروش (كه آن نیز به غلط دریای عربی خوانده شده)، و دریای قزوین (كه خزر خوانده می‌شود)، در جهان برجسته شد. از آنجا كه این آب‌ها، در جوار ایران و بخش‌های عمدة آن، متعلق به ایران هستند و تحت نفوذ جمهوری اسلامی می‌باشند، لذا «هارت‌سی» از اقیانوس اطلس شمالی به سواحل جنوبی و شمالی ایران منتقل شد.
پنجاه سال قبل، فاصلة میان قلب حیاتی سرزمین جهانی با قلب حیاتی دریای جهانی بیش از 10.000 كیلومتر بود، امّا اكنون این دو در یك نقطه بر هم منطبق شده‌اند، در ایران. یعنی امروز جمهوری اسلامی ایران همزمان هم قلب حیاتی سرزمین جهانی است، و هم قلب حیاتی دریای جهانی، و حداقل تا پنجاه سال آینده این موقعیت برای ایران محفوظ است.

از كردستان عراق تا افغانستان و قلب آسیای میانه، نفوذ فرهنگی دارد. همچنین با یك دامنة فرهنگی شیعی، از افغانستان و پاكستان در شرق، تا عراق و لبنان در غرب و آذربایجان در شمال و بحرین در جنوب، نفوذ مذهبی چشمگیری دارد. تأثیر این نفوذ را می‌توان در معادلات فرهنگی، سیاسی و نظامی منطقة جنوب غرب آسیا دید.

این موقعیت ایران، قطعاً پیامدهایی در عرصة بین‌المللی دارد. پرسش این است كه این موقعیت، متضمّن چه نتایجی در سطح جهان است؟

اگر نظام جهانی یك پیكر واحد در نظر گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران، قلب این پیكرة جهانی محسوب می‌شود. در مقابل، آمریكا طیّ نیم قرن تلاش نموده است تا به مغز جهان تبدیل شود. اكنون ایالات متحده، با وجود سازمان گسترده‌ای همچون «NSA» توانسته است به ایجاد اینترنت در جهان مبادرت نموده و حافظة جهان را در 9 هكتار مساحتی كه سوپر كامپیوترهای آژانس امنیت ملی آمریكا (NSA) در زیرزمین اشغال كرده‌اند، پدید آورد. این حافظة جهانی، روزانه سه میلیارد پیام را دسته‌بندی و ذخیره می‌كند.

موقعیت ایران به عنوان قلب در كنار موقعیت آمریكا به عنوان مغز این پیكره، شرایطی را پدید آورده كه در بدن یك انسان می‌توان دید: قلب انسان بدون مغز، زنده می‌ماند، مانند بیمارانی كه مرگ مغزی می‌شوند، امّا مغز انسان، بدون قلب او زنده نمی‌ماند. موقعیت استراتژیك جمهوری اسلامی ایران متضمن سه نكته است:

الف ـ در میان 200 كشور جهان، جمهوری اسلامی قلب جهان «Global heart» محسوب می‌شود.
ب ـ آمریكا مغز جهان«Global brain» محسوب می‌شود.
ج ـ قلب، بدون مغز زنده می‌ماند، امّا مغز بدون قلب زنده نمی‌ماند.

به یك نكته باید توجه داشت و آن‌هم اینكه وقتی كشوری دارای موقعیت جهانی است، به‌عنوان ثقل جهانی یا منطقه‌ای عمل می‌كند. مانند آمریكا، كه چون موقعیت جهانی دارد، لذا خود را مركز عالم می‌پندارد و سایر نقاط و مناطق را با خود می‌سنجد. برای نمونه، در قاعدة «مركز ـ پیرامون» كه آمریكا خود را مركز عالم می‌شناسد، در یكصد سال اخیر، جزیرة جهانی یا قاره‌های به هم پیوستة آسیا ـ اروپا را كه در موقعیت شرق آمریكا قرار دارند، با نام كلّی «خاور» می‌شناسد، سپس آن را به سه قسمت: خاورنزدیك، «خاورمیانه» و خاوردور تقسیم می‌كند. در یك صد سال اخیر كه منطقة ما از سوی آمریكایی‌ها خاورمیانه خوانده شده است، هر یك از مردم این منطقه كه واژة خاورمیانه را برتافته و بازگو كند، در واقع پذیرفته است كه در حاشیة قطب! عالم امروز، یعنی آمریكا قرار دارد. حتی در 6 سال اخیر، آمریكا تلاش نمود با طرح خاورمیانة بزرگ، ابعاد آنچه را در یك‌صد سال گذشته توسط آدمیرال آلفرد ماهان تعریف شده بود، گسترش دهد.

موقعیت جمهوری اسلامی به‌عنوان «هارتلند» جهان، در برابر موقعیت آمریكا به عنوان «برین‌لند» جهان، مفهوم خاورمیانه را متزلزل ساخته است و اكنون این پرسش مطرح است كه «شرق میانة چه كشوری؟!». مانع اصلی طرح خاورمیانة بزرگ، جمهوری اسلامی بوده است، و لذا موقعیت فعلی ایران، به عنوان «قطب جهان خداگرا» و همچنین هارتلند جهان، نظام بین‌الملل را وارد صورت بندی جدیدی نمود كه در سوی دیگر آن، آمریكا به عنوان «قطب جهان بشرگرا» و برین‌لند جهان مطرح است. اكنون اگر كسی آمریكا را به تبع موقعیت آن مركز عالم اومانیسم بداند، مفاهیمی همچون خاور نزدیك، خاورمیانه و خاور دور موضوعیت دارند، امّا هنگامی كه موقعیت ایران كنونی، آن را مركز عالم خداگرا قرار داده، می‌توان از باخترنزدیك (كشورهای اروپایی ارتدوكس و كاتولیك)، باخترمیانه (كشورهای پروتستان مركز و شمال اروپا با محوریت آلمان) و باختردور (كشورهای آنگلوساكسن، شامل انگلیس، آمریكا، كانادا، استرالیا و نیوزیلند) نام برد.

چه عواملی این موقعیت ایران را تهدید می‌كند و آن را می‌فرساید؟

عوامل متعددی به عنوان تهدید این موقعیت ایران مطرح هستند. فهرست بلندی از تهدیدهای غربی‌ها علیه جمهوری اسلامی وجود دارد كه همواره در تلاش‌اند تا این موقعیت را متزلزل، نابود و بی‌اثر سازند: سكتاریزاسیون (فرقه‌گرایی)، بالكانیزاسیون (تجزیة سرزمینی)، گلوبالیزاسیون (ذوب در نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب به بهانة جهانی‌سازی)، واتیكانیزاسیون (تحدید نهاد ولایت فقیه)، لیبرالیزاسیون فرهنگی و اقتصادی، سكیولاریزاسیون، ایندیویدوآلیزاسیون تربیتی، امانیزاسیون اعتقادی، پرنوكراتیزاسیون سیاسی، الیناسیزاسیون اجتماعی و هویت زدایی به ویژه در نسل جوان و موارد دیگری.

راه‌های مقابله با این تهدیدها كدامند؟

بخشی از این تهدیدها باید توسط نهادهای حكومتی و دولتی خنثی شوند، و بخشی نیز توسط مردم. امّا یك نكته میان هر دو مشترك است و آن هم «نیاز به بصیرت» است.

اگر مردم و حكومت‌مداران ندانند كه كشور چه جایگاه و موقعیت ممتازی دارد و از وجود چنین نعمتی غفلت كنند، یقیناً آن را از كف خواهند داد. از سوی دیگر اگر این موقعیت را نشناختند، قطعاً متوجه تهدیدها و آسیب‌های آن نیز نخواهند بود كه این غفلت موجب خسارت‌ها و فجایع جبران ناپذیری خواهد شد. لذا بصیرت حكومت و مردم، عامل اساسی خنثی‌سازی این تهدیدها و حفظ این موقعیت ممتاز به عنوان میراثی برای نسل‌های بعدی است.

این موقعیت چه ربط و نسبتی با حوزة فكری و فرهنگی ایران اسلامی ـ شیعی پیدا می‌كند؟

موقعیت ژئوكالچر ایران امروز، عمیقاً متاثر از فرهنگ شیعی ایران است. اگر این فرهنگ نبود، انقلاب اسلامی ایران نیز نبود و حداكثر در حدّ یك انقلاب ملی رقم می‌خورد.

انقلاب اسلامی ایران، جهان را از حالت دوقطبی درون پارادایم اومانیسم (بشرگرایی) كه جهان را به دو قطب: لیبرال كاپیتالیسم غرب و سوسیالیسم شرق تقسیم می‌كرد، به درآورد، و به جهان دوقطبی جامع‌تری رساند: جهان دوقطبی اومانیسم (بشرگرایی) و تئوئیسم (خداگرایی). پس موقعیت ژئوكالچر ایران در جهان امروز مقوّم جهان ژئوپارادایم دوقطبی خداگرا ـ بشرگراست.

و اگر فرهنگ ایرانی شیعی نبود، نظام دوقطبی نوین در جهان شكل نمی‌گرفت. اهمیت ژئواستراتژیك ایران در جهان از این روست كه نه تنها خود یك قطب این نظام دوقطبی است، بلكه خود این نظام را شكل داده است. این یعنی بازی‌گری در عرصة جهانی. البته مایل نیستم این مطلب به نوعی خود بزرگ‌بینی فرهنگی یا اعتماد به نفس كاذب بدل شود، زیرا موقعیت و جایگاه برتر داشتن، نیازمند زحمت و تلاش گسترده‌تر برای حفظ آن است. لذا از حیث توجه و تنبّه عرض می‌كنم تا به نوعی بتوان حساسیت‌ها را نسبت به داشته‌ها و سرمایه‌های ملی و دینی برانگیخت.

با توجه به رویكرد انقلاب اسلامی به آیندة جهان اسلام و نقش ایران در واقعة شریف ظهور حضرت ولی عصر(عج) جایگاه این موقعیت در این رویكردها چیست؟

با پدید آمدن نظام دوقطبی خداگرا ـ بشرگرا، موقعیت ژئوپارادایم ایران به عنوان مركز جهان خداگرا، مقوّم رویكرد انقلاب اسلامی در جهان اسلام، به ویژه در حوزة الهام بخشی برای رهایی از سلطة بیگانگان بود كه نمونه‌های آن در لبنان و فلسطین مشهود است. ظهور مهدی موعود(عج) متضمّن حضور دین در عرصة زندگی بشر و تقویت قطب خداگرا و بسط جامعة موحّدین و متقین در عالم است. موقعیت ایران كنونی، متضمن این حركت بوده است و برای نهادینه‌سازی و تقویت آن باید تلاش كرد. گام بعدی كه بسیار دشوار است، دینی‌سازی سبك زندگی بشر است. در واقع كار اساسی كه رویكرد جدّی انقلاب اسلامی، پس از تحقق نظام ژئوپارادایم اومانیسم و تئوئیسم است، مسئلة تحقّق سبك زندگی مهدوی است. اگر سبك زندگی بشر مهدوی شود، زمینه‌سازی برای ظهور به نتیجه خواهد رسید. موقعیت ویژة ایران امروز، در این مسیر بسیار مؤثر است.
وظیفة دولت اسلامی و مردم در قبال این موقعیت در سطح منطقه‌ای و جهانی چیست؟
هر پدیدة اجتماعی، در حركت كلی خود از سه مرحله عبور می‌كند: ایجاد، حفظ و بسط. موقعیت كنونی محیطی ایران در نظام اجتماعی جهان امروز نیز از این قاعده مستثنا نیست.
مرحلة نخست كه مرحلة ایجاد این موقعیت بوده ، اكنون محقق شده است. باید این موقعیت را درك كرد. مرحلة دوم، حفظ این موقعیت است. وظیفة دولت و مردم در این مقطع حساس، حفظ و پاسداشت این موقعیت بسیار ارزشمند است. امّا آن‌هم كافی نیست، بلكه باید به سراغ مرحلة سوم رفت و مسئلة بسط این موقعیت ممتاز را مدّ نظر داشت. اگر مرحلة سوم، یعنی بسط موقعیت جمهوری اسلامی محقق شود، گامی در جهت زمینه‌سازی برای ظهور مهدی موعود(عج) محقق شده است. هوشیاری و بصیرت دولت و مردم از یك‌سو، و اهتمام به بسط این موقعیت از سوی دیگر، وظایف كلی ما در نسبت با موقعیت ممتاز ژئودكترین نهضت انتظار محسوب می‌شود.
1. در حال حاضر ایران، از نظر ژئودكترین، به «هارتلند» یا قلب حیاتی سرزمین جهانی تبدیل شده است. در سطح كرة زمین، بخش محدودی به خشكی‌ها اختصاص دارد. در میان خشكی‌های كرة زمین، قطعة بزرگ و یكپارچة آسیا ـ اروپا، به عنوان جزیرة اصلی كرة زمین مطرح است كه به جزیرة جهانی معروف است. 2. همچنین در حال حاضر، ایران از نظر هیدرودكترین به «هارت‌سی» یا قلب حیاتی دریای جهانی تبدیل شده است. هارت‌سی جهان از بدو جنگ دوم جهانی در منطقة عمومی غرب اقیانوس اطلس شمالی شكل گرفت. دلیل آن هم تردّد گستردة ناوگان تجاری آمریكا و اروپا در این منطقه، میان اروپای غربی و سواحل شرقی آمریكا و كانادا بود. اروپای سال 1945 كه شاهد تسلیم آلمان هیتلری بود، با ویرانی عظیم حاصل از جنگ جهانی دوم و مشكلات آن درگیر شد، لذا به مدت ربع قرن نیازمند كمك‌های آمریكا از طریق اقیانوس اطلس بود. در یك منطقة مثلثی در غرب اقیانوس اطلس شمالی، یعنی از دریای ساراگاسو تا جزیرة برمودا، و در نهایت دریای كارائیب، منطقه‌ای تحت عنوان هارت‌سی جهان شكل گرفت. فرض بر این بود كه هر كس كنترل این منطقه را عهده‌دار شود، كنترل دریای اصلی جهان را در اختیار دارد. اقتصاد ماوراء اقیانوسی (ترانس اوشنیك) آمریكا عمیقاً به این اقیانوس وابسته بود. به این دلیل و برای منحرف كردن اذهان از این موضوع، آمریكا اقدام به افسانه پردازی پیرامون جزیرة انگلیسی برمودا نمود، كه در آن مسئلة غرق كشتی‌ها و سقوط هواپیماها در این منطقه مطرح می‌شد و به مرموز بودن آن دامن می‌زد. 3. فضای ایران نیز آئرواستراتژیك است و پس از منطقة فضایی تحت كنترل نوراد (فرماندهی عالی دفاع هوافضایی آمریكای شمالی)، دومین منطقة فضایی حساس جهان است. 4. از نظر قدرت اقتصادی، موقعیت ژئواكونومیك و هیدرواكونومیك ایران، بسیار حساس است. شریان‌های انرژی فسیلی جهان همچون رگ‌های این قلب تپنده، از جوار ایران، به اعضا و جوارح جهان پمپ می‌شود. بازار منطقه، بازار هدف كالاهای شرق و غرب است. همچنین منابع زیرزمینی منطقه، منابع اقتصاد استراتژیك كشورهای مختلف است. 5. از نظر قدرت سیاسی، در محیط استبدادی و استعمارزدة منطقه، موقعیت ژئوپلیتیك ایران، به دلیل وجود حكومت مستقر و مستقل، بسیار حائز اهمیت است. غرب تلاش می‌كند در تبلیغات خود دولت تركیه و دولت غاصب و جعلی اسراییل را تنها دموكراسی‌های منطقه بخواند و زیر بار فشار روانی اتهام حمایت از دولت‌های مرتجع و استبدادی كشورهای عربی، رژیم اسراییل را نماد دموكراسی واقعی بخواند. حال آنكه جمهوری اسلامی به‌عنوان یگانه حكومت مردم سالاری دینی در جهان، از حیث استقلال سیاسی می‌درخشد و این موضوع كه حكایت از عدم تعهد واقعی به قدرت‌های بیگانه دارد، موقعیت ایران را در منطقه و جهان حائز اهمیت روز افزون نموده است. اكنون ایران بازی‌گری مهم در پهنة منطقه است كه در معادلات جهانی نمی‌توان آن را نادیده گرفت. 6. از نظر فرهنگی، موقعیت ژئوكالچر ایران بسیار ممتاز است. ایران امروز با یك دامنة فرهنگی فارسی زبانان 7. از نظر اجتماعی، موقعیت ژئوسوشال ایران، با توجه به تنوع اقوام و طوایف گوناگون، جمعیت مناسب و نیروی جوان، موقعیتی ممتاز است. 8. از نظر نظامی نیز، موقعیت ژئومیلیتاری و همچنین هیدرومیلیتاری ایران، از حیث قدرت بازدارندگی زمینی، دریایی، موشكی، و عملیات ویژه، یكی از استثنایی‌ترین موقعیت‌های اقتدار نظامی منطقه‌ای را برای كشور در 300 سال اخیر پدید آورده است.
نوشته شده در پنجشنبه 2 دی 1389 توسط شاهین نصیری | نظرات ()